در من قدم بزن
-
تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 17:08
دکتر مسعود اصغرپور ساعت 15:1 در من قدم بزن با خاطرات منجز ردّپای خود بر عشق دیده ای؟شب جای خالیت را آه می کشمای جان چگونه شد بر لب رسیده ای؟از دست می روم، باران گریه رادیدی ولی چه شد پا پس کشیده ای؟از من گذر مکن تا از تو بگذرم دل برده ای چه کردم دل بریده ایبارانِ کوچه را با غم قدم زدم ای بغض آسمان ب...
زخم های بی شمار
-
تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 9:37
دکتر مسعود اصغرپور ساعت 21:58 دمادم می شمارم زخم های بی شمارم رابه دست دل نباید می سپردم اختیارم را به حالم زار می گرید زمین و آسمان با همدلت آمد که تار و تیره کردی روزگارم راتو را با اشک در بغضم فرو بردم به آرامیبگو تا کی بسوزانم به پایت انتظارم راهوایم درد می بارد زمینم مرگ می جوشدزمستان است و من...
قافیه را می بازم
-
تاریخ: 1400/12/19 ساعت: 1:05
دکتر مسعود اصغرپور ساعت 13:46 وقت آن است که خود را به رهت اندازمتا چنان خاک تو گردم که نیابی بازماز چه رو عشرت امروز به فردا خواهمکار امروز به فردا ز چه می اندازمدرد هجران جگرم سوخت، دلت گر سوزدلا علاج است تب عشق ، تو درمان سازممی چکد عطر تو نا
بغض ساکت
-
تاریخ: 1400/12/19 ساعت: 1:05
دکتر مسعود اصغرپور ساعت 15:33 دوباره بغضِ ساکتی شکست در ترانه امبه جز تو نیست پاسخی، دلیلِ هر بهانه امتورا نفس که می کشم هوای تازه می شوم سرت شکوفه می دهد به سرزمینِ شانه امچه کرده ای سوالِ بی جوابِ چشم های من که آه می کِش
یک بار نگفتی که ز دستت چه کشیدم
-
تاریخ: 1400/12/19 ساعت: 1:05
دکتر مسعود اصغرپور ساعت 20:21 در هر نفسم یادِ تو را آه کشیدماشکی شدمَ از بخت بد آورده چکیدم چشمم به درت تا که بگیری خبرم را دریاب که در پشتِ درت جامه دریدماز عشقِ تو رسوا شدنش قسمتِ ما شداز هر کس و ناکس به رهت
نوش دارو
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 5:10
xa0ای که بیمارت شدم ای آنکه درمان گشته ایقولِ درمانم چه شد شاید پشیمان گشته ایxa0گفته بودم آمدی جویایِ احوالم شویتب نمودی بر تنم اسباب هذیان گشته ایxa0من تو را درمان نمودم پس تو درمانم نمابس که گریان سجده ک
حال بد...
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 5:10
حال من بد شد کسی باور نداشتقصد درمانم کسی در سر نداشتxa0آسمان شعر از جدایی می سرودکس ندانست برکه نیلوفر نداشتxa0چشم من شب تا سحر بی خواب اوحاصلی داروی خواب آور نداشتxa0خون من در دل به جوش افتاده بودباده سر
گریه ی خدا...
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 5:10
تنها رها کردی مرا در حال خود حیران چرازانوی غم کردم بغل در گوشه ای پنهان چراxa0گفتی مداوا می کند آهنگ باران حال منآهنگ غم بر شیشه می کوبد کنون باران چراxa0آرامشش باران شود هر قلب نا آرام ولیتا می زند بارا
آشنای ما...
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 5:10
هیچ آشنای دردی چون آشنای ما نیستدرمان درد من او جز او دوای ما نیستحالم خراب و دنیا گویی که جای ما نیستبا هر کسی خدا هست اما خدای ما نیستxa0مردابِ خسته ای بود با قصّه آشنا بودهر گوشه اَش ز فردی دل خسته ر
دنیای من آروم بخواب....
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 5:10
xa0وقتی که ظلمت میکِشهرو صورت خورشید نقابپلکاتو روی هم بذاردنیای من آروم بخوابفردا اگه مال تو بودخورشیدکم آزاد بتابشب میگذره غمگین نباشدنیای من آروم بخواب
اگر دیوانه عاقل شد...
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 5:10
در این گرداب غم ما را کسی یاور نمی گرددقلم خواهد بنالد از غمم، جوهر نمی گرددxa0سکوتم با تو می گوید صدایم در نمی آیدبد است احوالم و حالم از این بدتر نمی گرددxa0چرا حالم نمی بینی از احوالم نمی پرسی؟!نمی خوا
درد از تو می خواهم...
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 20:22
درد از تو می خواهم؛ برایت چشمِ گریان نهاین گونه من باران شدم؛ شد ابرِ باران، نه!xa0کو دردِ بی پایان که درمانش بُوَد مرگممن دردِ بی پایان بخواهم، حدّ و پایان نهxa0ای آذرخش! در سر هَوَس داری بسوزانی!؟آتش به
درد گل...
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 20:22
از غم گلی خم گشت، گلستان در بلا شداندر شفایش بلبلی دست بر دعا شدxa0گل زار و گلزار از غمش پژمرد و خشکیدنرگس کمر بشکست شقایق در فنا شدxa0بتها ز بغضش ناگهان در خود شکستندبتخانه در درمان او رو بر خدا شدxa0ساغر
چه می خواهی...
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 20:22
امشب تو مهمانی، بگو از من چه می خواهیمن پاسخت هستم ز پرسیدن چه می خواهیxa0چکش زدن بس، می گُدازی، می زنی آبمآبدیده گشتم پس از این آهن چه می خواهی؟xa0این خنده شیرین است، به قندم مبتلا کردیقندم رَوَدxa0 بالا ز
نظرباز...
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 20:22
این اهلِ نظر جمله ز کوته نظراننداز راز نظربازِ نظر خورده چه دانندxa0من رِند و نظربازم و شیخ واعظِ منبرمن اهلِ عمل هستم و ایشان به زبانندxa0عمامه ی تزویرِ مِی آلوده بگویددر سجده چنینند و به میخانه چنانندxa0ب
بی رحم....
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 20:22
شب تا به سحر دیده ی بیدار بگریددل خسته شد از رنجِشِ گفتار بگریدxa0آه از دل عاشق که خریدار نبودشتنها شد و در گوشه ی بازار بگریدxa0احوال قفس را ز گرفتار بپرسندزین غصه فقط مرغ گرفتار بگریدxa0پروانه دگرxa0 شعله ب
تنگی نفس...
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 20:22
هر دفعه بگفتم که فقط یار منی توآن فکر فرو رفته در افکار منی توخود راز منی محرم اسرار منی توبیمار تو می گردم و بیمار منی تودل را به تو بسپارم و دلدار منی توپس از چه در اندیشه ی آزار منی توxa0ویران شده ام
دلم لرزید...
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
شب گشت و خون در قلبِ من جوشید دلم لرزیدتنها منم من ، مرغِ شب خوابید دلم لرزیدxa0بغضم چو ابری تیره شد بر قلب من ناگهچون آذرخش در سینه ام ترکید دلم لرزیدxa0رعدی نفس گیر باغ ما را در هراس افکندبرقی مهیب بر غ
دل را به اشک از دیدگان امشب مداوا می کنم...
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
گفتم که می سوزم ولی گفتی تماشا می کنم؛عهدی که بستم با تو من این لحظه حاشا می کنمxa0گفتی خدا حافظ ولی جانم به جانت بسته بودراه بر زبانم بسته بود اینگونه غوغا می کنم:xa0ماهم چو شد اندر سفر با رفتنش خون شد ج
خواب و بیداری.....
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
گویی تو را من لحظه ای در شاخِ گل دیدمدر آسِمان بودی تو را از آسِمان چیدمxa0در ساحلی رفتیم صدف ها پایت افتادندتقدیمِ مرواریدِ ساحل را پسندیدمxa0سردت شد امّا شالِ خود را دوشم افکندییک حلقه گل بر گردنم گویی