درمان بی خوابی...
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
صبح گشت و زیبا با تو شد پرواز مرغابیبوسد قدم هایت به رقص، نیلوفری آبیxa0این برکه دیگر خانه بر ماهیِ قرمز نیسترنگش پرید از دیدن لب های سرخابیxa0رویت تداعی می کند در ذهن من هر دَمآوازِ ماه در کوچه در شب های
رفتن نخواهم...
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
خواهی بِرانی از دَرَت با دستِ زورم؟!سنگم نزد کَس جز تو ای سنگِ صبورمxa0عشقت به جانم بسته شد؛ جانم به عشقتهرگز نخوابد از سرم این شرّ و شورمxa0من در سکوتم ،با سکوتم خون مکن دلمن خود شکستم پس دگر مشکن غرورمxa0
گریه های بی صدا...
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
جز من چه کس با گریه هایت آشنا بودقلبم بترکد گریه هایت بی صدا بودxa0خون باید از چشمان بیمارم بجوشدتا کس نگوید عاشقت بی اعتنا بودxa0کس درکِ این اندوهِ پنهان را نداندxa0جز قلبِ عاشق چون به دردت مبتلا بودxa0دست ب
زخمِ آشنا...
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
گفتی که باران شد تماشایش نماییچشمانِ من باران گرفت اکنون کجاییxa0از چشمِ من هر لحظه احوال از تو پُرسنداحوالِ من پیداست اَمان از بی وفاییxa0از سادگی دل ساده می بازیم به هر کسشاید سزا بر ماست نکردیم ادعاییxa0
مرغ آمین...
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
صبح شد، سر از غم، همچنان بر رویِxa0بالین استصبحانه ام درد، چایِ من هم، اشکِ خونین استxa0فنجانِ چای، با بغضِ خود در سینه، بشکستمچای و نباتت، خاطراتی تلخ و شیرین استxa0قدری شِکر خواهم، که این صبحانه بس تلخ اس
آدم برفی...
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
برف می شوم با رقصِ خود در دیدنت آیمباران شوم سرگشته در بوسیدنت آیمxa0از شَرمِ هر دَم زیرِ چشمی خیره گردیدنمِه می شوم چشم بسته در بوییدنت آیمxa0چون آدمی برفی که آبش می کندxa0گرمادر جستجو بر شالِ گرم در گردنت
یک غنچه ی خشکیده...
-
تاریخ: 1398/10/11 ساعت: 14:06
یک غنچه ی خشکیده و یک چار دیواریفنجان چای و خستگی و درد و بیماریxa0سردرد و بغض و گریه و دلتنگیِ دیدارخواب پریده از سر و تا صبح بیداریxa0خون خورد قلبم تا گلی تقدیم تو گرددآمد به دستت خواهشاً در دل نگه داری
ممنونم ای ماه...
-
تاریخ: 1398/10/11 ساعت: 14:06
ممنون گلِ خشکیده را پرپر نکردیدل را درون سینه خاکستر نکردیxa0ممنونم ای ماه با نگاهِ مهربانتxa0حال مرا از آنچه شد بدتر نکردیxa0دشت دلم نابودِ سیل گریه باشدصد آفرین این دیدگان را تر نکردیxa0قلبم گرفت از برق آن
می خواهی بدانی....
-
تاریخ: 1398/10/11 ساعت: 14:06
گفتم بگویم راز خود با مهربانماز شرم چشمان توxa0بند آمد زبانمxa0اشکم تمام صورتم را شست، وقتیگفتی نه میدانم نه می خواهم بدانم!؟xa0دانم که می دانی و می خواهی بدانیمن دوستت دارم...نگو دیگر ندانم!xa0می پوسم آن لحظ
بارون نم نم اومد و....
-
تاریخ: 1398/10/11 ساعت: 14:06
دانلود آهنگ بارون نم نم اومد
بغض شکسته لحظه ی دیدار زیباست...
-
تاریخ: 1398/10/11 ساعت: 14:06
بغض شکسته لحظه ی دیدار زیباستاشکم به روی صورتِ تب دار زیباستxa0از دیدن چشمانِ بیمارِ تو نرگسچشمانِ پر خونم شود بیمار زیباستxa0بر دشتِ غم بر شوره زار نا امیدیبا اشکِ دیده بارشِ رگبار زیباستxa0آخر دو دیده خون
دانلود آهنگ تنها ترین عاشق فریدون فروغی
-
تاریخ: 1398/10/11 ساعت: 14:06
دانلود ترانه تنهاترین عاشق از فریدون فروغی
شرنگ ابرها
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 6:06
[unable to retrieve full-text content]کجا ای آسمان باریدنت زیباستتمامت گریه و نالیدن وحال من تنهاستشرنگ ابرها در سینه ی دنیاستکجا زیباستکجا زیباست.....؟! xa0 xa0
چای تلخ
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 6:06
[unable to retrieve full-text content]چای در هوای سرد می چسبد اما در تنهایی تلخ تر است به تلخی زهری برای خودکشی...
وصیت.........
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:48
بمردمxa0xa0xa0xa0xa0زیر سروxa0 کوچه خاکم کن xa0 xa0 xa0 مگر بعد از وفاتم xa0 xa0 xa0 سایه ایxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0روی سرم باشد xa0 xa0 xa0 که شایدxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 شاخ و برگ سبز خاک آلود xa0 xa0 xa0 به آهنگ نسیم حزن xa0 xa0 xa0 نوازشگرxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0ب...
نفسی نیست به تو هدیه کنم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:48
کاش می فهمیدی...! xa0 کاش می دانستی...! xa0 نفسی نیست به تو هدیه کنم...! xa0 همه ی میراثم xa0 خانه باغی است xa0 پدرداد به من xa0 باغ کاکتوسی که xa0 بی نهایت زیباست xa0 آه ...! xa0 در باغ ما xa0 عشق با نغمه ی کرکس xa0 چه شور انگیز است xa0 همدم خلوت این باغ کلاغی زیباست xa0 واقعا بوی لجن xa0 برکه ی خو...
نان اگر نیست نفت هست
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:48
در سفره ی ما xa0 نان اگر نیست xa0 نفت هست .... xa0 یک نان کپک زده xa0 کهxa0 از ما سیر است xa0 ما شاد نشسته ایم بر سفره شام xa0 چشمانxa0xa0((xa0 xa0مامانxa0xa0 )) xa0 همچوxa0xa0 پدر xa0دلگیر است xa0 ماندم که چه رازی است xa0 xa0در سفره ی ما xa0 هر وقت غذا کم است xa0 مادر سیر است... xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
زنده اکنون به یک قطره ز خون جگرم
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:48
کیستی؟ رخ بنما در طلبت در به درم xa0 نظری کنxa0 همه ی عمر تویی در نظرم xa0 بندگان را به تمنای تو مرهون دارم xa0 خواجه! لطفی بنما وقت دعای سحرم xa0 مرغ جان در قفس جسم کنون بی تاب است xa0 او همی گفت که در فکر سرای دگرم xa0 ترس از چیست به جز شهره ی شهر آشوبی xa0 من که در پیش همانم که در پشت سرم xa0 خون...
بفهمم طعم خودخواهی چه شیرین است ....!
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:48
هوای سرد پاییز است و من از پنجره در کوچه ی دلواپسی اشک بر.... غبار پشت پای خاطرات تلخ تو بیهوده می ریزم..... نسیم صبح هم چون تو به رسم بی وفایی خاک غفلت را به درگاه دو چشم خیس من شاباش می ریزد..... تمام خاطراتم در غبار رد پا یت زود می سوزد تمام بوسه هایت را تگرگ اشک می شوید... درخت نارون نامردیت را ...
هیاهوی شغالان راگریزی نیست
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 5:48
به رسوایی قسم زیباست مرگ آبرو در تهمت این شهر اگر بر باور نامردمان قدری تامل بود...! هیاهوی شغالان را گریزی نیست اگر این پیرمردxa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...