خرید بک لینک

کاش می فهمیدی...!

کاش می دانستی...!

نفسی نیست به تو هدیه کنم...!

همه ی میراثم

خانه باغی است

پدرداد به من

باغ کاکتوسی که

بی نهایت زیباست

آه ...!

در باغ ما

عشق با نغمه ی کرکس

چه شور انگیز است

همدم خلوت این باغ کلاغی زیباست

واقعا بوی لجن

برکه ی خوشبختی را

چه معطر دارد

بلبل از این همه شادی

پر و بال شکست...

کاش می دانستی...!

کاش می فهمیدی...!

نفسی نیست به تو هدیه کنم...!

اندر این باغ بهشت

آرزوی من تنها

فقط کبریت است....

مسعود اصغرپور بامداد بیست و یکم خرداد

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:48

صفحه بندی