خرید بک لینک

هر دفعه بگفتم که فقط یار منی تو

آن فکر فرو رفته در افکار منی تو

خود راز منی محرم اسرار منی تو

بیمار تو می گردم و بیمار منی تو

دل را به تو بسپارم و دلدار منی تو

پس از چه در اندیشه ی آزار منی تو

ویران شده ام از دل ویرانه چه خواهی

پیمانه که پر گشت ز پیمانه چه خواهی

دیوانه شدم ای تو ز دیوانه چه خواهی

من با تو در این خانه در این خانه چه خواهی

ای شمع گدازنده ز پروانه چه خواهی

تا کی بزنم زلف سخن شانه چه خواهی

ای مرغ سحر جز تو مرا هم قفسی نیست

جز عشق تو در سر دل ما را هوسی نیست

تنگ است نفسم جز تو برایم نفسی نیست

گل بی تو گلستان به برم خار و خسی نیست

قلبم شده ای جز تو در این سینه کسی نیست

من گم شده در عشقم و بانگ جرسی نیست

تا تب بکنی تب بکنم تن همه شد تب

از دیده ببارم مگرت خاتمه شد تب

گل تب کند این دشت و شبان و رمه شد تب

هر غنچه دَرَد جامه و بی واهمه شد تب

هر آن که نماید غزلم زمزمه شد تب

او در تب و دنیا همه در همهمه شد تب

دکتر مسعود اصغرپور

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 20:22

صفحه بندی