خرید بک لینک

ممنون گلِ خشکیده را پرپر نکردی

دل را درون سینه خاکستر نکردی

ممنونم ای ماه با نگاهِ مهربانت

حال مرا از آنچه شد بدتر نکردی

دشت دلم نابودِ سیل گریه باشد

صد آفرین این دیدگان را تر نکردی

قلبم گرفت از برق آن نازِ نگاهت

جان در بَرَم تا عشوه ای دیگر نکردی

از اول قصه چنین شد حال و روزم

جانم چرا این قصه از آخر نکردی

رویت مگردان چون بگردانی ،ِ بکردی

آن کار را با من که با کافر نکردی

ترسم در این شعله غزل هایم بسوزد

جانا غزل هایم چرا از بَر نکردی...

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: چهارشنبه 11 دی 1398 ساعت: 14:06

صفحه بندی